روابط

افراد عفیف و باحیا از زیبایی درونی برخوردارند

حیا گم شده ؛قرن بیستم

به طور کلی باید به این واقعیت اعتراف نمائیم که تمدن قرن بیستم از لحاظ انسانیت از تمام تمدن های گذشته فقیرتر است یعنی فقیرترین مدنیتی که از نظر انسان دوستی و انسانیت تاکنون در جهان برپا گشته تمدن قرن بیستم است زیرا نه تنها در محدوده شعاع عمل خود و در حاصل عملکردش به قدر یک جو محبت در دلهای آدمیان نسبت به همدیگر به وجود نیاورده است بلکه هر چه توانسته است تخم نفرت،عداوت، خشم، کینه و حسد که در جهان پیدا می شده دردلها کاشته است چرا که انسان ها با وجود این همه آرایش صوری و ظاهری و یا آراستن باطن شان به زیور علم و فنون و هنرها به جهت محرومیت از امتیازات اصیل انسانی ،فضایل و مکارم اخلاقی و امتیازات و برتری های معنوی خاص روح انسانی، با جرأت می توان گفت که انصافاً این انسان ها از نظر همدیگرهیچ دوست داشتنی نیستند!

انسانی که از غایت اسارت در خود و خودخواهی(یعنی به علت عدم جرأت و شهامت رهایی از خود) و غرق شدن در امیال و غرایز و شهوات و محرومیت از فضایل انسانی و امتیازات خاص انسانیت از کمترین تجلی زیبایی و ملاحت مورد توجه قلوب همنوع بهره و نصیبی ندارد یا آرایش ظاهری یا خودآرایی با علوم و فنون چه نوع محبتی می تواند در دل آدمیان ایجاد و یا جاذبه و کشش روحی در میان دو دل و دو انسان به وجود اورد؟! پس خودآرایی ظاهری(حتی باطنی جدا از فضیلت اخلاقی و کمالات روحی) نقشی در ایجاد تحبیب قلوب نداشته و به آن هدف مقدس دسترسی پیدا نخواهد کرد.

%d8%ad%db%8c%d8%a7

خودآرایی معنوی مهر و محبت می کارد

در تمدن های قدیم به جهت پاکی و سادگی دلها هنوز صفای درونی باقی و لذا دوستی و پیوندهای قلبی انسان ها در همان مقدار می توانست شکل بگیرد و از لطف و عاطفه و صفا و وفا متأثر گشته و بالاخره با نوعی آرایش درونی (خودآرایی معنوی) موجبات جلب نظر و رضای خاطر دیگران را فراهم ساخته و بالاخره در دلها تخم مهر و محبت بکارد.

هنوز بعضی ها فراموش نکرده اند که در کشور ما در دوران قدیم سادگی و بی آلایشی، مردم چگونه همدیگر جاذبه و کشش و علاقه یافته و از دیدار همدیگر خشنود بودند که امروزه با این همه آرایش ها و آراستگی های ظاهری نه یکصدم که یک هزارم آنرا نیز قادر نیستند در روابط انسانی ایجاد کنند!

آن مهر و وفا و عاطفه و صفا و صداقت و صمیمت کجا رفته؟! به طور کلی تجلی زیبایی در روح و انعکاس آن در بیرون همواره پس از استقرار چنان صفت ممتازی در وجود آدمی می تواند تحقق پذیرد که وجود عفت و عصمت و پاکدامنی و صداقت نیز خود در گرو آن است؛ زیرا حیا خود یک نیروی بازدارنده روحی است که زشتی ها را از عوالم روحی به دور کرده می تواند شخص را از ارتکاب به خلاف و گناه و کلیه اعمال زشتی که رویت آنها دیگران را متأثر و متنفر ساخته و اتصاف دل خود آدمی را نیز از زیبایی درونی و حالات ملکوتی محروم می سازد باز دارد. «آنچه صفای دل و حالات ملکوتی فطری و ازلی را از روح آدمی زایل می سازد، ارتکاب معاصی و خلاف های اگاهانه است.»

حیا مانع عبور زشتی های دورن به بیرون می شود

حیا و عفت در حقیقت خود در حکم یک صافی است که کنترل جریان زشتی های درون به عام بیرون را که نفرت دیگران را برانگیزد بر عهده می گیرد، زیرا همانطور که یک صافی وظیفه جذب زواید مزاحم را در یک محیط بر عهده گرفته و مانع آلودگی محیط می گردد،عفت و حیا نیز مانع عبور و خروج زشتی های درونی به بیرون می گردد چرا که همه به طور موروثی یا اکتسابی به سهمی از آثار سوء برخی خصایص منفی و رذایل متأثر بوده و بدین سهولت نمی توانند خود را از آثار زشت و نفرت آور آنها خلاصی بخشند و چه بسا تا پایان عمر هم هرگز موفق به چنان تصفیه کامل روح و تزکیه نفس نشوند اما لااقل برای جلوگیری از نفرت و اعراض دیگران یا در جهت بهبود روابط خود با آنان می تواند از بروز و ظهور این قبیل زشتی های درون جلوگیری کند.

گرچه استیلای حیا به تنهایی می تواند منشأ پیدایش فضایلی در او شده و مستقیماً در تجلی زیبایی درون نقش موثری داشته باشد اما معذلک چون از ظهور و انتقال آثار زشتی های درون به عالم بیرون جلوگیری می کند خود فرصت مناسبی است برای بروز و ظهور تجلیات روحی و زیبایی های درونی انسان- که در جلب نظر موافق و برانگیختن تحسین دیگران نقش موثری دارد به همین دلیل است که افراد عفیف و باحیا عموماً از یک ملاحت و زیبایی درونی خاص برخوردار و در دلهای پاک برای خود جایگاهی بس گرامی دارند،برعکس افراد بی شرم و بی حیا که بلامنازع یکه تاز میدان فسق و فجور هستند نه تنها خود از محبوبیت در نظر دیگران به کلی محرومند بلکه حتی خود قادر به تحمل بی شرمی های امثال خویش نیستند و باز به همین علت است که چه بسا افرادی حتی با وجود برخورداری از زیبایی صورت اما به جهت عدم برخورداری از عفت یعنی به خاطر فقدان برتری سیرت در انظار منفور افتند زیرا زشتی درونی آثار حسن وجاهت ظاهر را از بین برده و با تحت تأثیر قرار دادن امتیازات ظاهری موجبات انگیزش نفرت دیگران را فراهم می سازد و بالعکس چه بسیارند افرادی که از زیبایی ظاهر بهره ای ندارد اما به جهت اتصاف به عفت و حیا(زیبایی سیرت) در نظر مردم از محبوبیت خاصی برخوردارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *