اشعار زیبا، مسیر زندگی، نماز

نماز باید حیات داشته باشد

اقسام و مراتب نماز 

   نماز دارای مراتبی است؛ نماز عوام، نماز خواص و نماز اخصّ الخواص

   مرتبۀ اوّل نماز که معمولاً مربوط به انسان های عادی است، نماز لسانی است که در آن، اذکار و ارکان نماز به درستی ادا می شوند.

این نماز برای انسان رفع تکلیف می کند و باعث می شود چنین انسانی تارک الصلاة نباشد.

دلت با نماز باشد

   مرتبۀ دوّم نماز که از اهمیّت بالاتری بر خوردار است، نمازی است که همراه با خضوع و خشوع باشد. یعنی علاوه بر آنکه نمازگزار رعایت آداب ظاهری را در نماز می کند، دل او نیز به یاد خدا خاشع باشد. این نماز علاوه بر اینکه صحیح است، مقبول است و خدا آن را می پذیرد. گاهی نیز علاوه بر اینکه مقبول است، مبرور است، یعنی خداوند به آن نماز  آفرین می گوید.

  اگر کسی بخواهد نمازش قبول شود،باید دلش با نماز باشد؛یعنی ازوقتی که الله اکبر می گوید تا پایان نماز،دلش از نمازبیرون نرودوتمام توجّه اوبه نمازباشد.؛چنین نمازی به طورکامل مقبول است. امّا هرچه در نماز فکر انسان و توجّه او از نماز خارج شود و به سمت دنیا و جاهای دیگر برود، به همان اندازه از مقبولیّت نماز کاسته می شود. چنان که پیامبر اکرم«صلّی الله علیه وآله وسلّم» می فرمایند: گاهی نصف نماز، گاهی اندکی از نماز و یا گاهی فقط یک الله اکبر از نماز قبول است.

   نماز بدون حضور قلب، اگر درست ادا شود، صحیح است و قضا ندارد، اما جان هم ندارد.نماز انسان باید حیات داشته باشد و زنده باشد و این حیات، مبارزه می خواهد، جدیّت، عشق و محبّت به نمازمی خواهد.

برای نماز عاشقانه باید تلاش کرد

  مرتبه سوّم از نماز این است که انسان خود را در محضر خدا می یابد. علاوه بر اینکه با دل خود درمی یابد در محضر خداست و خدا با او حرف می زند، درک می کند که او نیز با خداوند حرف می زند. در این صورت، نماز، مبدّل به گفتگو و مکالمه با خداوند می شود و هرچه انسان جلوتر برود، نماز او به صورت یک معاشقه در می آید.

پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» می فرمایند: «الرَکْعَتَانِ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا» دو رکعت نماز در دل شب، نزد من، بیش از دنیا و آنچه در دنیاست ارزش دارد. یعنی اگر تمام دنیا و محتویات آن را در اختیار آن حضرت قرار دهند و از ایشان بخواهند که از دو رکعت نماز منصرف شوند، محال است بپذیرند.

 ما باید مبارزه و کوشش کنیم که علاوه بر برخورداری از نماز اوّل وقت در مسجد و با جماعت، نمازمان روح داشته باشد و افزون بر این، مبدّل به مکالمه و معاشقه با خداوند شود. خوشا به حال کسانی که چنین نمازی دارند و از والاترین لذّت معنوی برخوردارند.

   سیری در سیرۀ حضرات معصومین«سلام الله علیهم»، اهمیّت و توجّه فوق العادۀ آن ذوات منوّر به نماز و نیز معاشقۀ یک یک آن بزرگواران در نماز با خدای تعالی را آشکار می سازد. پیامبر اکرم«صلی الله علیه وآله وسلّم» هنگام نماز، به اندازه ای تلاطم درونی پیدا می کردند و تغییر حالت می دادند که گوئی دیگران ایشان را نمی شناختند و آن حضرت نیز کسی را نمی دیدند.

نمازش

امیرالمؤمنین«سلام الله علیه» در آن بیست و پنج سال خانه نشینی که بیست و شش مزرعه آباد کردند، شب ها در مزارع و پای درخت هایی که می کاشتند نماز می خواندند و هنگام نماز لرزه بر بدن مبارکشان می افتاد و رنگشان دگرگون می شد و گاهی در نماز مدهوش می شدند.

امام سجاد «سلام الله علیه»، وقتی به آیۀ  شریفۀ «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» می رسیدند، به حدّی آن را تکرار می نمودند، که هر کس آن حضرت را می دید، گمان می کرد که حضرتش نزدیک است جان بسپارند.

امام باقر و امام صادق«سلام الله علیهما» نیز هر گاه به نماز بر می خاستند، رنگشان تغییر می کرد، گاهی سرخ و گاهی زرد می شدند، گوئی با کسی مناجات می کنند که او را می بینند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *